411
دانش نامه عقايد اسلامي ج7

۵۵۰۷.حلية الأولياءـ به نقل از نعمان بن سعد ـ: در فرماندارى كوفه، جايى كه على بن ابى طالب عليه السلامآن جا بود، حضور داشتم كه ناگاه ، نوف بن عبد اللّه وارد شد و گفت: اى اميرمؤمنان! چهل مرد يهود، پشت در هستند.
على عليه السلام فرمود: «آنها را نزد من بياوريد».
آن گاه كه يهوديان در پيشگاه امام قرار گرفتند، گفتند: اى على! اين پروردگارت را كه در آسمان است، براى ما توصيف كن كه او چگونه است؟ و چگونه موجود بوده؟ و كى بوده است؟ و بر روى چه چيزى قرار دارد؟
على عليه السلام صاف نشست و فرمود: «اى يهوديان! به من گوش فرا دهيد و به دنبال پرسيدن از ديگرى نباشيد. پروردگار من ، نخستين است و از چيزى پديد نيامده و با چيزى مخلوط نيست. در انديشه اى حلول نمى كند و موجود شكل دارى نيست كه بتوان آن را بررسى كرد و به عمقش رسيد، و چيز پنهانى نيست كه الهام شود. پس، از نبودن به وجود نيامده تا گفته شود كه پديده است؛ بلكه خدا والاتر از اين است كه با گوناگون كردن اشيا، خود نيز چگونگى پيدا كند؛ بلكه او به سبب آمد و شدِ زمان ها و دگرگونىِ چيزى پس از ديگرى، در گذشته و آينده، از بين نخواهد رفت.
چگونه با شكل ها توصيف گردد و با زبان هاى شيوا ستايش شود كسى كه در ميان اشيا نيست تا گفته شود كه او پديدار است و از اشيا دور نيست تا گفته شود كه او دور است؟! بلكه او چگونگى ندارد و از رگ گردن، نزديك تر است و در همانندى، از هر دورى دورتر است. نگاه آنى، و پشت سر هم آمدنِ لفظ، و جمع شدن بلندى، و گشادىِ قدم در تاريكى شب سياه، و سير شبانه بندگانش، از او پوشيده نيست. ۱ ماه تابناك و گشايش خورشيد درخشان كه پى در پى روشنايى مى دهند، و نزديك شدن شبِ آينده، و پشت كردن روزى كه تمام مى شود، بر خدا پوشيده نيست و او فراگيرنده هر چيزى است كه اراده به وجود آوردنش را دارد.
پس اوست كه به هر مكانى و هر وقت و زمانى و هر پايان و مدّتى داناست. نهايت زمانى، [فقط ]براى آفريدگان مقرّر شده است و اندازه، به غير خدا نسبت داده مى شود. چيزها را از بنيان هاى نخستين، و امور نخستينى كه پيش از او آغاز و آشكار شده بودند، نيافريد؛ بلكه آنچه را آفريد، پديد آورد و آفريدگانش را استوار ساخت و آنچه را تصوير كرد، صورت بخشيد و صورتش را نيكو ساخت.
در بلندپايگى يگانه گشت، پس چيزى نمى تواند از [فرمان تكوينىِ ]او سر باز زند و او از فرمان بردارى آفريده اى، سود نمى برد. به كسانى كه او را مى خوانند، با سرعت پاسخ مى دهد. فرشتگان آسمان ها و زمين، در برابرش فرمان بردارند. دانش او به مردگان از ميان رفته، همچون دانش او به زندگان در حال تغيير است، و دانش او به آسمان هاى بالا، همچون دانش او به زمين پايين است، و او به هر چيزى داناست. صداها، او را سر در گم نمى كنند و زبان ها، او را مشغول نمى سازند. صداهاى مختلف را بدون اندام هاى به هم پيوسته، مى شنود. تدبير كننده و بينا، داناى امور، زنده و پاينده و پاك است.
او با موسى عليه السلام بدون اندام ها و ابزار و نه با لب و نه با زبان كوچك، سخن گفت. او پاك و والاتر است از چگونگىْ (كيفيّتْ) داشتنِ صفاتش. هركس گمان كند كه خداى ما محدود است، به آفريدگار پرستش شده، نادان است و هركس بگويد كه مكان ها او را فرا مى گيرند، دچار سر در گمى و آشفتگى مى شود؛ بلكه اوست كه هر مكانى را فراگيرنده است.
پس اى كسى كه خود را در توصيف [خداى ]رحمتگر، برخلاف قرآنِ نازل شده و برهان [عقلى]، به زحمت بى فايده انداخته اى! اگر راست مى گويى، جبرئيل و ميكائيل و اسرافيل عليهم السلام را برايم توصيف كن. دور است و ناممكن! آيا در توصيف آفريده شده اى همچون خودت، در مانده اى، ولى آفريدگار پرستش شده را توصيف مى كنى؟! بى شك، صفت پروردگارِ شكل و ابزار، قابل درك نيست . ۲ پس چگونه مى توان توصيف كرد كسى را كه نه خوابى سبكْ او را فرو مى گيرد و نه خوابى گران، و آنچه در زمين ها و آسمان ها و آنچه ميان آن دو است، از آنِ اوست، و اوست پروردگار عرش سترگ؟!»

1.ترجمه سخنان امام على عليه السلام تا اين جا، بر اساس نسخه كنز العمّال است كه در پانوشت متن عربى، به آن، اشاره شده است .

2.اين ترجمه، بر اساس متن كنز العمّال است كه در پاورقىِ متن عربى آمده است. مقصود از «پروردگارِ شكل و ابزار»، فرشتگان هستند كه به اذن خدا به آفريدگان، شكل مى دهند.


دانش نامه عقايد اسلامي ج7
410

۵۵۰۷.حلية الأولياء عن النعمان بن سعد :كُنتُ بالكوفَةِ في دارِ الإمارَةِ ؛ دارِ عَلِيِّ بنِ أَبي طالِبٍ عليه السلام ، إذ دَخَلَ عَلَينا نَوفُ بنُ عَبدِ اللّهِ فَقالَ :
يا أَميرَ المُؤمِنينَ ، بِالبابِ أَربَعونَ رَجُلاً مِنَ اليَهودِ .
فقالَ عَلِيٌّ عليه السلام : عَلَيَّ بِهِم .
فَلَمّا وَقَفوا بَينَ يَدَيهِ قالوا لَهُ : يا عَلِيُ ، صِف لَنا رَبَّكَ هذا الَّذي فِي السَّماءِ كَيفَ هُوَ؟ وكَيفَ كانَ؟ ومَتى كانَ؟ وعَلى أيِّ شَيءٍ هُوَ؟
فَاستَوى عَليٌّ عليه السلام جالِسَا ، وقالَ : مَعشَرَ اليَهودِ ، اسمَعوا مِنّي ولا تُبالوا ألاّ تَسأَلوا أَحَدا غَيري : إنَّ رَبّي عز و جل هُوَ الأَوَّلُ لَم يَبدُ مِمّا ، ولا مُمازِجٌ مَعَ ما ، ولا حالٌّ وَهما ، ولا شَبَحٌ يُتَقَصّى ، ولا مَحجوبٌ فَيُوحى ، ولا كانَ بَعدَ أن لَم يَكُن فَيُقالَ حادِثٌ ، بَل جَلَّ أن يُكَيَّفَ المُكَيِّفُ للأَشياءِ كَيفَ كانَ ، بَل لَم يَزَل ولا يَزولُ لاِختِلافِ الأَزمانِ ، ولا لِتَقَلُّبِ شَأنٍ بَعدَ شَأنٍ .
وكَيفَ يوصَفُ بِالأَشباحِ ، وكَيفَ يُنعَتُ بِالأَلسُنِ الفِصاحِ مَن لَم يَكُن فِي الأَشياءِ فَيُقالَ : بائِنٌ ، ولَم يَبِن عَنها فَيُقالَ : كائِنٌ ۱ بَل هُوَ بِلا كَيفيَّةٍ ، وهُوَ أَقرَبُ مِن حَبلِ الوَريدِ ، وأَبعَدُ فِي الشَّبَهِ مِن كُلِّ بَعيدٍ . لا يَخفى عَلَيهِ مِن عِبادِهِ شُخوصُ لَحظَةٍ ، ولا كُرورُ لَفظَةٍ ، ولا ازدِلافُ رَقوَةٍ ، ولاَ انبِساطُ خُطوَةٍ ، في غَسَقِ لَيلٍ داجٍ ، ولا إدلاجٌ . لا يَتَغَشّى عَلَيهِ القَمَرُ المُنيرُ ، ولاَ انبِساطُ الشَّمسِ ذاتِ النُّورِ بِضَوئِهِما فِي الكُرورِ ، ولا إقبالُ لَيلٍ مُقبِلٍ ، ولا إدبارُ نَهارٍ مُدبِرٍ ، إلاّ وَهُوَ مُحيطٌ بِما يُريدُ مِن تَكوينِهِ .
فَهُوَ العالِمُ بِكُلِّ مَكانٍ ، وكُلِّ حينٍ وأَوانٍ ، وكُلِّ نِهايَةٍ ومُدَّةٍ ، وَالأَمَدُ إلَى الخَلقِ مَضروبٌ ، وَالحَدُّ إلى غَيرهِ مَنسوبٌ ، لَم يَخلُقِ الأَشياءَ مِن أُصولٍ أَوَّلِيَّةٍ ، ولا بِأَوائِلَ كانَتَ قَبلَهُ بَدِيَّةً ، بَل خَلَقَ ما خَلَقَ فَأَقامَ خَلقَهُ ، وصَوَّرَ ما صَوَّرَ فَأَحسَنَ صورَتَهُ .
تَوَحَّدَ في عُلُوِّهِ فَلَيسَ لِشَيءٍ مِنهُ امتِناعٌ ، ولا لَهُ بِطاعَةِ شَيءٍ مِن خَلقِهِ انتِفاعٌ . إجابَتُهُ لِلدّاعينَ سَريعَةٌ ، وَالمَلائِكَةُ فِي السَّماواتِ وَالأَرَضينَ لَهُ مُطيعَةٌ . عِلمُهُ بِالأَمواتِ البائِدينَ ، كَعِلمِهِ بِالأَحياءِ المُتَقَلِّبينَ ، وعِلمُهُ بِما فِي السَّماواتِ العُلى كَعِلمِهِ بِما فِي الأَرضِ ۲ السُّفلى ، وعِلمُهُ بِكُلِّ شَيءٍ . لا تُحَيِّرُهُ الأَصواتُ ، ولا تَشغَلُهُ اللُّغاتُ ، سَميعٌ لِلأَصواتِ المُختَلِفَةِ ، بِلا جَوارِحَ لَهُ مُؤتَلِفَةٌ . مُدَبِّرٌ بَصيرٌ ، عالِمٌ بِالأُمورِ ، حَيٌّ قَيّومٌ ، سُبحانَهُ .
كَلَّمَ موسى تَكليما بِلا جَوارِحَ ولا أَدَواتٍ ، ولا شَفَةٍ ولا لَهَواتٍ ، سُبحانَهُ وتَعالى عَن تَكييفِ الصِّفاتِ . مَن زَعَمَ أنَّ إلهَنا مَحدودٌ فَقَد جَهِلَ الخالِقَ المَعبودَ ، ومَن ذَكَرَ أنَّ الأماكِنَ بِهِ تُحيطُ لَزِمَتهُ الحَيرَةُ وَالتَّخليطُ ، بَل هُوَ المُحيطُ بِكُلِّ مَكانٍ .
فَإِن كُنتَ صادِقا أيُّهَا المُتَكَلِّفُ لِوَصفِ الرَّحمنِ ، بِخِلافِ التَّنزيلِ وَالبُرهانِ ، فَصِف لي جِبريلَ وميكائيلَ وإسرافيلَ ، هَيهاتَ! أتَعجَزُ عَن صِفَةِ مَخلوقٍ مِثلِكَ ، وتَصِفُ الخالِقَ المَعبودَ؟! وأنتَ تُدرِكُ ۳ صِفَةَ رَبِّ الهَيئَةِ وَالأَدَواتِ ، فَكَيفَ مَن لَم تَأخُذهُ سِنَةٌ ولا نَومٌ لَهُ ما فِي الأَرَضينَ وَالسَّماواتِ وما بَينَهُما وهُوَ رَبُّ العَرشِ العَظيمِ . ۴

1.في كنز العمّال : «من لم يكن في الأشياء فيقال كائن ، ولم يبِن عنها فيقال بائن» والظاهر أنّه الصواب .

2.فى كنز العمّال : «الأرضين» بدل «الأرض» .

3.في كنز العمّال : «وإنّما لا تدرك» بدل «وأنت تدرك» والظاهر أنّه الصواب .

4.حلية الأولياء : ج ۱ ص ۷۲ ، كنز العمّال : ج ۱ ص ۶۰۸ ح ۱۷۳۷ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج7
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 23848
صفحه از 507
پرینت  ارسال به