491
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

۴۴۳۳.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :خداوند متعال مى فرمايد : «بر بنده ام به چهار ويژگى لطف ورزيدم : موريانه را بر دانه مسلّط ساختم و اگر آن نبود، پادشاهان ، آن را براى خود مى اندوختند، آن گونه كه زر و سيم را مى اندوزند؛ و گنديدن را بر تن [ انسان ها ]انداختم و اگر آن نبود، هيچ دوستى دوستِ خود را به خاك نمى سپُرد؛ و دور شدن [ و از ياد رفتن ] را بر اندوه مسلّط ساختم و اگر آن نبود، نسل [ بشرى ] قطع مى شد ؛ و مهلت معيّن كردم ۱ و آرزو را دراز نمودم و اگر آن نبود، دنيا ويران مى شد و هيچ صاحبِ زندگى از زندگى خود ، لذّت نمى بُرد».

۴۴۳۴.امام على عليه السلامـ در حكمت هاى منسوب به ايشان ـ: نهادن مال در دستان نابخردان ، از حكمت [ خدا ]است؛ زيرا اگر خردمندان به آن ويژه مى گشتند، نابخردان از گرسنگى مى مُردند؛ ولى مال در دستان نابخردان نهاده شد. آن گاه ، خردمندان به ظرافت و تيزهوشى خود ، آن را از دست ايشان بيرون كشيدند. ۲

۴۴۳۵.امام باقر عليه السلام :داوود پيامبر ـ كه درودهاى خدا بر او باد ـ روزى در محراب خود بود كه ديد كِرم قرمز و ريزى در كنار او مى خزد تا به جايگاه سجده وى رسيد. داوود به آن نگريست و با خود گفت : «اين كِرم براى چه آفريده شده است؟» .
خداوند به كِرم وحى كرد كه : «سخن بگو» .
پس [ كِرم ] به او گفت : اى داوود! آيا صداى پنهان مرا شنيده اى، يا ردّ پايم را بر روى صخره يافته اى؟
داوود به او گفت : «نه» .
گفت : همانا خداوند ، خزش من ، نَفَس من، و صداى پنهان مرا مى شنود و اثر راه رفتنم را مى بيند. پس صدايت را پايين بياور .

۴۴۳۶.الاحتجاج :از جمله پرسش هاى فراوان زنديق كه از امام صادق عليه السلام پرسيد، اين بود
كه گفت : ... مرا از [ كار ] خدا آگاه كن. آيا او را در فرمان روايى اش انبازى يا او را در تدبيرش هماوردى هست؟
فرمود : «نه».
گفت : پس اين تباهى موجود در جهان ، اعم از درندگان وحشى ، حشرات خوف انگيز ، آفريدگانِ فراوانِ زشت ، كِرم و پشه و مارها و عقرب ها چيست ، در حالى كه ادّعا مى كنى او چيزى را جز براى حكمتى نمى آفريند ، زيرا او كار بيهوده نمى كند؟
فرمود : «آيا باور ندارى كه عقرب ها براى درد مثانه و سنگ مثانه و براى كسى كه در بستر ادرار مى كند، سودمند است و بهترين پادزهر ، از گوشت افعى ها به عمل مى آيد و اگر جذام گرفته ، گوشت آنها را با زاج سفيد بخورَد، او را سودمند مى افتد و گمان مى كنى كه كِرم سرخ كه در زيرِ زمين به هم مى رسد ، براى بيمارى خوره سودمند است؟» .
گفت : بله.
فرمود : «و امّا برخى از سبب هاى [آفرينش ]پشه و ساس ، آن است كه روزى هاى برخى پرندگان قرار داده شده اند و [خداوند] به وسيله آن ، ستمگرى (نمرود) را كه بر خداوند گستاخى كرد و گردن فرازى نمود و خداوندگارىِ او را انكار كرد، خوار ساخت و خداوند ، ناتوان ترينِ آفريدگانش را ـ كه همان پشه است ـ ، بر او مسلّط نمود تا توانايى و سِترگى خود را به او نشان دهد. پس، از سوراخ بينى او داخل شد تا اين كه به مغزِ او رسيد و وى را كُشت.
و بدان كه ما هر گاه بر همه چيزهايى كه خداى متعال آفريده ، آگاهى يابيم كه چرا آن را آفريده و براى چه چيز آن را ايجاد كرده است ، [در اين صورت] با او در دانشش برابرى كرده ايم و همه آنچه را كه مى داند ، دانسته ايم و از او بى نيازى ورزيده ايم، و ما و او در دانش ، يكسان مى شويم».
گفت : پس مرا آگاه كن كه آيا بر چيزى از آفرينش خدا و تدبير او مى توان خُرده گرفت؟
فرمود : «نه» .
گفت : خداوند ، مردمان را چنان آفريده كه آلت تناسلى شان لايه اى اضافى داشته باشد. آيا اين كار او حكيمانه است يا بيهوده؟
فرمود : «بلكه كارى حكيمانه از اوست».
گفت : آفرينش خدا را دگرگون ساختيد و كار خود را در ختنه و بريدن لايه ختنه گاه ، درست تر از آن چيزى كه خداوند براى آن آفريده ، نهاديد و بر مرد ختنه نكرده ، خُرده گرفتيد، در حالى كه خداوند ، آن را آفريده است، و ختنه كردن را ستوديد ، در حالى كه آن ، كار شماست، يا اين كه مى گوييد اين كار ، از جانب خدا خطا و بى حكمتى بود؟
فرمود : «آن ، كارى حكيمانه از خدا و درست است. با وجود اين ، او ختنه كردن را سنّت نهاد و بر مردمانش واجب كرد. به همين سان، نوزاد ، هر گاه از شكم مادر بيرون بيايد، ناف او را پيوسته به ناف مادرش مى يابيم. خداوند حكيم ، آن گونه آن را آفريده و بندگان را به بُريدن آن فرمان داده است و در فرو گذاشتن آن ، تباهىِ آشكار براى نوزاد و مادر است و همان سان ، دستور داده كه ناخن هاى انسان ، هر گاه بلند شدند، گرفته شوند و آن روز كه آفرينش انسان را تدبير كرد ، توانا بود كه آن را به گونه اى بيافريند كه بلند نشود ، و موى سبيل و سر ، همان گونه است كه بلند مى شود و سپس ، چيده مى شود ، و همان گونه اند گاوان نر كه خداوند ، آنها را نرينه آفريده و اخته كردن آنها مناسب تر است و در اين ، خُرده اى بر تقدير خداوند عز و جل نيست».

1.مقصود ، اين است كه مدّت عمر انسان ها محدود و آرزوهاى آنان ، نامحدود است.

2.تعبير متن عربى ، «استنزلهم عنه» است كه ترجمه لفظ به لفظ آن مى شود : «و ايشان را از آن ، پايين بياورند».


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
490

۴۴۳۳.عنه صلى الله عليه و آله :يَقولُ اللّهُ تَعالى : تَفَضَّلتُ عَلى عَبدي بِأَربَعِ خِصالٍ : سَلَّطتُ الدّابَّةَ عَلَى الحَبَّةِ ، ولَولا ذلِكَ لاَدَّخَرَها المُلوكُ كَما يَدَّخِرونَ الذَّهَبَ وَالفِضَّةَ ، وأَلقَيتُ النَّتنَ عَلَى الجَسَدِ ، ولَولا ذلِكَ ما دَفَنَ خَليلٌ خَليلَهُ أَبَدا ، وسَلَّطتُ السَّلوَ عَلَى الحُزنِ ، ولَولا ذلِكَ لاَنقَطَعَ النَّسلُ ، وقَضَيتُ الأَجَلَ وأَطَلتُ الأَمَلَ ، ولَولا ذلِكَ لَخَرِبَتِ الدُّنيا ، ولَم يَتَهَنَّ ذو مَعيشَةٍ بِمَعيشَتِهِ . ۱

۴۴۳۴.الإمام عليّ عليه السلامـ فِي الحِكَمِ المَنسوبَةِ إِلَيهِ ـ: مِنَ الحِكمَةِ جَعلُ المالِ في أَيدِي الجُهّالِ ؛ فَإِنَّهُ لَو خُصَّ بِهِ العُقَلاءُ لَماتَ الجُهّالُ جوعا ، ولكِنَّهُ جُعِلَ في أَيدِي الجُهّالِ ، ثُمَّ استَنزَلَهُم عَنهُ العُقَلاءُ بِلُطفِهِم وفِطنَتهِم . ۲

۴۴۳۵.الإمام الباقر عليه السلام :إِنَّ داوودَ النبيّ ـ صلوات اللّه عَلَيهِ ـ كانَ ذاتَ يَومٍ في مِحرابِهِ إِذ مَرَّت بِهِ دودَةٌ حَمراءُ صَغيرَةٌ تَدُبُّ حَتَّى انتَهَت إِلى مَوضِعِ سُجودِهِ ، فَنَظَرَ إِلَيها داوودُ وحَدَّثَ في نَفسِهِ : لِمَ خُلِقَت هذِهِ الدّودَةُ ؟ فَأَوحَى اللّهُ إِلَيها تَكَلَّمي ، فَقالَت لَهُ : يا داوودُ ، هَل سَمِعتَ حِسّي أَو استَبَنتَ عَلى صَفا أَثَري ؟
فَقالَ لَها داوودُ : لا .
قالَت : فَإنَّ اللّهَ يَسمَعُ دَبيبي ونَفَسي وحِسّي ، ويَرى أَثَرَ مَشيي ، فَاخفِض مِن صَوتِكَ . ۳

۴۴۳۶.الاحتجاج :مِن سُؤالِ الزِّنديقِ الَّذي سَأَلَ أَبا عَبدِ اللّهِ عليه السلام عَن مَسائِلَ كَثيرَةٍ أَن قالَ : . . .
أَخبِرني عَنِ اللّهِ أَلَهُ شَريكٌ في مُلكِهِ ، أَو مُضادٌّ لَهُ في تَدبيرِهِ ؟ قالَ : لا .
قالَ : فَما هذَا الفَسادُ الموَجودُ فِي العالَمِ ؛ مِن سِباعٍ ضارِيَةٍ ، وهَوامٍّ مُخَوِّفَةٍ ، وخَلقٍ كَثيرٍ مُشَوَّهَةٍ ، ودودٍ وبَعوضٍ وحَيّاتٍ وعَقارِبَ ، وزَعَمتَ أَنَّهُ لا يَخلُقُ شَيئا إِلاّ لِعِلَّةٍ ، لِأَنَّهُ لا يَعبَثُ ؟
قالَ : أَلَستَ تَزعُمُ أَنَّ العَقارِبَ تَنفَعُ مِن وَجَعِ المَثانَةِ وَالحَصاةِ ، ولِمَن يَبولُ فِي الفِراشِ ، وأَنَّ أَفضَلَ التِّرياقِ ما عولِجَ مِن لُحومِ الأَفاعي ؛ فَإِنَّ لُحومَها إِذا أَكَلَهَا المَجذومُ بِشَبٍّ نَفَعَهُ ، وتَزعُمُ أَنَّ الدُّودَ الأَحمَرَ الَّذي يُصابُ تَحتَ الأَرضِ نافِعٌ لِلأكِلَةِ ؟ ۴
قالَ : نَعَم .
قالَ عليه السلام : فَأَمَّا البَعوضُ وَالبَقُّ فَبَعضُ سَبَبِهِ أَنَّهُ جُعِلَ أَرزاقَ بَعضِ الطَّيرِ ، وأَهانَ بِها جَبّارا تَمَرَّدَ عَلَى اللّهِ وتَجَبَّرَ ، وأَنكَرَ رُبوبِيَّتَهُ ، فَسَلَّطَ اللّهُ عَلَيهِ أَضعَفَ خَلقِهِ لِيُرِيَهُ قُدرَتَهُ وعَظَمَتَهُ ، وهِيَ البَعوضَةُ ، فَدَخَلَت في مِنخَرِهِ حَتّى وَصَلَت إِلى دِمِاغِهِ فَقَتَلَتهُ .
وَاعلَم أَنّا لَو وَقَفنا عَلى كُلِّ شَيءٍ خَلَقَهُ اللّهُ تَعالى لِمَ خَلَقَهُ ؟ لِأَيِّ شَيءٍ أَنشَأَهُ ؟ لَكُنّا قدَ ساوَيناهُ في عِلمِهِ ، وعَلِمنا كُلَّ ما يَعلَمُ ، وَاستَغنَينا عَنهُ ، وكُنّا وهُوَ فِي العِلمِ سَواءً .
قالَ : فَأَخبِرني هَل يُعابُ شَيءٌ مِن خَلقِ اللّهِ وتَدبيرِهِ ؟
قالَ : لا .
قالَ : فَإِنَّ اللّهَ خَلَقَ خَلقَهُ غُرلاً ۵ ، أَذلِكَ مِنهُ حِكمَةٌ أَم عَبَثٌ ؟
قالَ : بَل حِكمَةٌ مِنهُ .
قالَ : [ فَلِمَ] ۶ غَيَّرتُم خَلقَ اللّهِ ، وجَعَلتُم فِعلَكُم في قَطعِ الغُلفَةِ أَصوَبَ مِمّا خَلَقَ اللّهُ لَها ، وعِبتُمُ الأَغلَفَ ، وَاللّهُ خَلَقَهُ ، ومَدَحتُمُ الخِتانَ وهُوَ فِعلُكُم ، أَم تَقولون إِنَّ ذلِكَ مِنَ اللّهِ كانَ خَطَأً غَيرَ حِكمَةٍ ؟!
قالَ عليه السلام : ذلِكَ مِنَ اللّهِ حِكمَةٌ وصَوابٌ ، غَيرَ أَنَّهُ سَنَّ ذلِكَ وأَوجَبَهُ عَلى خَلقِهِ ، كما أَنَّ المَولودَ إِذا خَرَجَ مِن بَطنِ أُمِّهِ وَجَدنا سُرَّتَهُ مُتَّصِلَةً بِسُرَّةِ أُمِّهِ كذلِكَ خَلَقَهَا الحَكيمُ فَأَمَرَ العِبادَ بِقَطعِها ، وفي تَركِها فَسادٌ بَيِّنٌ لِلمَولودِ وَالأُمِّ ، وكَذلِكَ أَظفارُ الإِنسانِ أَمَرَ إِذا طالَت أَن تُقَلَّمَ ، وكانَ قادِرا يَومَ دَبَّرَ خَلقَ الإِنسانِ أَن يَخلُقَها خِلقَةً لا تَطولُ ، وكذلِكَ الشَّعرُ مِنَ الشَّارِبِ وَالرَّأَسِ ، يَطولُ فَيُجَزُّ ، وكَذلِكَ الثِّيرانُ خَلَقَهَا اللّهُ فُحولَةً ، وإِخصاؤُها أَوفَقُ ، ولَيسَ في ذلِكَ عَيبٌ في تَقديرِ اللّهِ عز و جل . ۷

1.تاريخ بغداد : ج ۹ ص ۱۰۹ الرقم ۴۷۱۴ عن البراء وراجع: الفردوس : ج ۵ ص ۲۲۸ ح ۸۰۳۶ .

2.شرح نهج البلاغة : ج ۲۰ ص ۲۸۹ ح ۳۱۰ .

3.الزهد للحسين بن سعيد : ص ۶۴ ح ۱۷۰ عن أبي حمزة ، بحار الأنوار : ج ۱۴ ص ۱۷ ح ۲۹ .

4.الأكِلَة كفَرِحة داء في العضو يأتكل منه (القاموس المحيط : ص ۱۲۴۲) .

5.الغُرْلة : مثل القلفة وزنا ومعنا ، وغَرِل غَرلاً من باب تعب : إذا لم يختن (المصباح المنير : ص ۴۶۶) .

6.سقط ما بين المعقوفين من الطبعة المعتمدة وأثبتناه من وسائل الشيعة (ج ۲۱ ص ۴۳۶ ح ۲۷۵۱۸).

7.الاحتجاج : ج ۲ ص ۲۱۲ و ص ۲۲۶ ح ۲۲۳ ، بحار الأنوار : ج ۱۰ ص ۱۷۳ ح ۲ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 41159
صفحه از 511
پرینت  ارسال به