371
دانش نامه عقايد اسلامي ج5

بصير ، در قرآن و حديث

مضمون «خدا به آنچه مى كنيد ، بيناست» ، نوزده بار در قرآن كريم به كار رفته و مضمون «شنواى بينا» ، يازده بار و مضمون «آگاه بينا» پنج بار و مضمون «خداوند ، به بندگان ، بيناست» ، چهار بار. مضمون هاى «پروردگار تو بيناست» و «تو بر احوال ما بينايى» و «پروردكارش بر احوال او بينا بود» و «او به هر چيزى بيناست» ، نيز هر كدام يك بار به كار رفته اند.
اين آيات ، بيانگر دو نكته اساسى اند : يكى ، اثبات صفت «بصير» براى خدا، و ديگرى ، مطلق بودن اين صفت و تعلّق آن به همه چيز ، از جمله بندگان و كردارهاى ايشان.
احاديث، نكات متعدّدى درباره صفت «بصير» بيان كرده اند . به تصريح برخى از احاديث ، بينا بودن خدا ، به معناى ادراك اشيا با يكى از حواسّ پنجگانه ، يعنى چشم ، نيست : «بيناست ، امّا به داشتن حسْ وصف نمى شود» .
و برخى احاديث ، هر گونه ابزارى را براى بينا بودن خداوند ، نفى مى كند : «بيناست ، نه به ابزارى» .
پاره اى از احاديث ، بينا بودن خدا را به دانش مطلق وى به اشياى ديدنى تفسير كرده اند : «خداوند والا و بلندمرتبه ، به اين نام ها ناميده مى شود ؛ زيرا چيزى از آنچه كه ديدگان در نمى يابند، اعم از خُرد يا كلان يا ريز يا درشت ، از او پنهان نمى مانَد و او را مانند آفريده ، به سبب ديدن با چشم، بينا وصف نمى كنيم» .
گروهى از احاديث ، بصير را صفت ذاتى دانسته اند : «خداوند عز و جل ، هماره خداوندگار ماست و در آن حال كه هيچ دانسته اى نبود ، دانش ، ذاتىِ او بود و در آن حال كه هيچ شنيده شده اى نبود ، شنوايى ، ذاتىِ او بود و در آن حال كه هيچ ديده شده اى نبود ، بينايى ، ذاتىِ او بود» .
بينا ، از شاخه هاى دانا بودن خداوند است و دانا، صفت ذاتىِ اوست.


دانش نامه عقايد اسلامي ج5
370

البصير في القرآن والحديث

ورد مضمون «إِنَّ اللَّهَ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌ» تسع عشرة مرّةً في القرآن الكريم ، ۱ ومضمون «سَمِيعٌ بَصِيرٌ» أحد عشر مرّة، ۲ ومضمون «خَبِيرٌ بَصِيرٌ» خمس مرات ، ۳ ومضمون «إِنَّ اللَّهَ بَصِيرُم بِالْعِبَادِ» أربع مرّات ، ۴ ومضمون «كَانَ رَبُّكَ بَصِيرًا» مرة واحدة ، ۵ ومضمون «كُنتَ بِنَا بَصِيرًا» مرة واحدة ، ۶ و مضمون «إِنَّ رَبَّهُ كَانَ بِهِ بَصِيرًا» مرّة واحدة ، ۷ ومضمون «إِنَّهُ بِكُلِّ شَىْ ءِم بَصِيرٌ» مرّة واحدة . ۸
إِنّ هذه الآيات تدلّ على ملاحظتين أَساسيتين:
الأُولى : إِثبات صفة «البصير» للّه .
والثانية : إِطلاق هذه الصفة وتعلّقها بكلّ شيء ومنها العباد وأَعمالهم .
وبيّنت الأَحاديث نقاطا متعدّدة حول صفة «البصير» ، وينصّ بعضها على أَنّ كَون اللّه بصيرا لا يعني إِدراك الأَشياء بإحدى الحواسّ الخمس ، أَي : العين : «بَصيرٌ لا يوصَفُ بِالحاسَّةِ» ۹ . وينفي بعض الأَحاديث كلّ آلةٍ لبصر اللّه سبحانه : «بَصيرٌ لا بِأَداةٍ» ۱۰ . وفسّر قسم من الأَحاديث بصره تعالى بعلمه المطلق بالمبصرات: «إنّما يُسمّى تَبارَكَ وتَعالى بِهذِهِ الأَسماءِ ؛ لِأَنَّهُ لا يَخفى عَلَيهِ شَيءٌ مِمّا لا تُدرِكُهُ الأَبصارُ ، مِن شَخصٍ صَغيرٍ أو كَبيرٍ؛ أو دَقيقٍ أو جَليلٍ؛ ولا نَصِفُهُ بَصيرا بِمُلاحَظَةِ عَينٍ كَالمَخلوقِ» ۱۱ .
وذهبت طائفة من الأَحاديث إِلى أَنّ البصير صفة ذاتيّة: «لَم يَزَلِ اللّهُ عز و جل رَبَّنا وَالعِلمُ ذاتُهُ ولا مَعلومَ ، وَالسَّمعُ ذاتُهُ ولا مَسموعَ ، وَالبَصَرُ ذاتُهُ ولا مُبصَرَ» ۱۲ . البصير من فروع علمه سبحانه والعليم صفة ذاتيّة له .

1.. البقرة : ۹۶ ، ۱۱۰، ۲۳۳، ۲۳۷، ۲۶۵، آل عمران : ۱۵۶، ۱۶۳ ، المائدة : ۷۱ ، الأنفال : ۳۹، ۷۲ ، هود : ۱۱۲، سبأ : ۱۱، فصّلت : ۴۰ ، الحجرات : ۱۸، الحديد: ۴، الممتحنة : ۳، التغابن : ۲، الأحزاب : ۹ ، الفتح : ۲۴ .

2.الإسراء:۱،غافر:۲۰،۵۶، الشورى:۱۱، الحجّ: ۶۱، ۷۵، لقمان: ۲۸، المجادلة: ۱، النساء: ۵۸، ۱۳۴، الإنسان:۲.

3.فاطر : ۳۱، الشورى : ۲۷، الإسراء : ۱۷، ۳۰، ۹۶ .

4.آل عمران : ۱۵، ۲۰، غافر : ۴۴، فاطر : ۴۵ .

5.الفرقان : ۲۰ .

6.طه : ۳۵ .

7.الانشقاق : ۱۵ .

8.الملك : ۱۹ .

9.راجع : ص ۳۷۸ ح ۴۳۰۶.

10.راجع : ص ۳۷۶ ح ۴۳۰۴.

11.راجع : ص ۳۷۴ ح ۴۲۹۷.

12.راجع : ص ۳۷۴ ح ۴۲۹۸.

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج5
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 40721
صفحه از 511
پرینت  ارسال به