۴۰۶۸.الأدب المفردـ به نقل از اَنَس ـ: با پيامبر صلى الله عليه و آله بودم كه مردى دعا كرد و گفت : اى پديدآورنده آسمان ها ، اى زنده ، اى برپا دارنده ! من از تو مى خواهم .
پيامبر خدا فرمود : «آيا مى دانيد به چه دعا كرد ؟ سوگند به آن كس كه جانم به دست اوست ، خدا را به آن اسمش خواند كه چون بدان خوانده شود ، اجابت مى كند» .
۴۰۶۹.التوحيدـ به نقل از امام حسين عليه السلام ـ: على عليه السلامفرمود : «يك شب پيش از جنگ بدر، خضر عليه السلام را در خواب ديدم و به او گفتم : به من چيزى بياموز كه بدان، عليه دشمنان يارى شوم .
خضر گفت : بگو : يا هو ، يا من لا هو إلاّ هو ؛ اى او ! اى كسى كه جز او ، كسى نيست .
چون صبح كردم ، داستان را به پيامبر خدا گفتم و او به من فرمود : اى على ! اسم اعظم را آموخته اى . لذا روز بدر، [ آن ذكر ،] بر زبانم جارى بود» .
نيز امير مؤمنان ، سوره «قل هو اللّه أحد» را قرائت كرد و چون فارغ شد، گفت : «يا هو ، يا من لا هو إلاّ هو ! مرا بيامرز و در برابر گروه كافران، يارى ده» .
[ امام] على عليه السلام در جنگ صفين نيز همين را مى گفت و يورش مى برد . پس عمّار ياسر ، به ايشان گفت : اى امير مؤمنان ! اين كنايه ها چه معنايى دارد ؟
فرمود : «اسم اعظم خداست و ستون يگانه شمردن خداوند كه جز او ، خدايى نيست» .
سپس آيه : «خداوند ، گواهى مى دهد كه جز او، خدايى نيست» و نيز پايان سوره حشر را قرائت كرد . سپس فرود آمد و پيش از ظهر ، چهار ركعت نماز گزارد .