99
دانش نامه عقايد اسلامي ج4

راجع : ص ۲۵ (راهنمايان به سوى معرفت خدا / خداوند)
و ۶۷ (ابزارهاى معرفت خدا / فطرت)
و ۹۱ (ميثاق فطرى) .

۳۴۲۶.امام عسكرى عليه السلامـ درباره گفته خداوند : «به نام خداوند بخشنده مهربان» ـ: خداوند ، كسى است كه هر مخلوقى ، در نيازها و سختى ها و به هنگام قطع اميد از هر كه جز او و گسستن وسيله ها از هر چه جز او ، بدو روى مى آورد . مى گويد : به نام خداوند ؛ يعنى در همه كارهايم ، از خداوند يارى مى جويم كه پرستش ، جز براى او سزا نيست ، فريادرس كمك خواهان و پاسخگوى دعاكنندگان است .
و آن همان است كه مردى به امام صادق عليه السلام گفت : اى پسر پيامبر خدا ! مرا بر چيستىِ خدا آگاه كن كه مجادله كنندگان ، بر من فراوان گشته اند و سرگردانم ساخته اند .
امام صادق عليه السلام به او فرمود : «اى بنده خدا ! آيا تاكنون كشتى سوار شده اى؟» . گفت : آرى .
فرمود : «آيا كشتى ات شكسته است ، در جايى كه نه كشتىِ ديگرى باشد كه تو را نجات دهد و نه شنايى [ بتوانى انجام دهى] كه بى نيازت سازد ؟» . گفت : آرى .
فرمود : «آيا دلت در آن حال ، به چيزى اميد بسته است كه از چنين ورطه اى نجاتت بخشد؟» . گفت : آرى .
امام صادق عليه السلام فرمود : «آن ، همان خداوند است كه در جايى كه هيچ نجات بخش و ياور ديگرى نيست ، بر نجات تواناست». همچنين امام صادق عليه السلامفرمود : «و گاه كسى از شيعيان ما ، بسم اللّه گفتن را در آغاز كارش ترك مى كند ، خدا هم او را به چيز ناخوشى مبتلا مى كند تا براى سپاس خداى ـ تبارك و تعالى ـ و ستايش او ، بيدارش كند و ننگِ كوتاهى در ترك بسم اللّه گفتن را از او بزدايد» .
[ امام عليه السلام فرمود :] و مردى نزد على بن حسين عليه السلامآمد و گفت : مرا از معناى «به نام خداوند بخشنده مهربان» آگاه كن .
على بن حسين عليه السلام فرمود : پدرم ، از برادرش حسن از پدرش امير مؤمنان ، حديث كرد كه مردى نزد او آمد و گفت : اى امير مؤمنان ! مرا از معناى «به نام خداوند بخشنده مهربان» آگاه كن .
على عليه السلام فرمود : «اين كه مى گويى : اللّه ، يعنى بزرگ ترين اسم خدا و آن ، اسمى است كه نام گذارىِ جز خدا به آن روا نيست و هيچ مخلوقى را بدان نام ننهاده اند» .
مردى پرسيد : شرح و معناى «اللّه » چيست؟
فرمود : «او كسى است كه هر مخلوقى ، در نيازها و سختى ها و به هنگام قطع اميد از همه آنچه غير اوست ، و بريدن هر سبب و وسيله ديگر ، به سوى او روى مى آورَد و اين از آن روست كه هر رئيس و بزرگى در اين دنيا ، هر چند هم توانگر و طاغى باشد و نياز مردم به او فراوان ، باز هم مردم نيازهايى دارند كه اين بزرگ نمى تواند برآورده سازد و اين بزرگ هم نيازهايى دارد كه خود ، توان رفع آنها را ندارد . از اين رو ، به هنگام ضرورت و نياز ، به خدا رو مى آورد تا آن كه چون نيازش بر طرف شود ، به شركش بازمى گردد .
آيا نشنيده اى خداى عز و جل مى گويد : «بگو : به نظر شما ، اگر عذاب خدا شما را در رسد يا رستاخيزْ شما را دريابد ، اگر راستگوييد ، آيا [كسى] غير از خدا را مى خوانيد؟ [نه ،] بلكه تنها او را مى خوانيد و اگر او بخواهد ، چيزى (رنج و بلايى) را كه به خاطرش او را خوانده ايد ، از شما دور مى گرداند و آنچه را شريك او مى گردانيد ، فراموش مى كنيد» .
خداوند ، به بندگانش گفت : اى نيازمندان رحمت من ! من نياز به خودم را در هر حال ، و خوارى بندگى را در هر زمان ، براى شما ضرورى ساختم . پس در هر كارى كه آغاز مى كنيد و به انجام رساندن و رسيدن به نهايتش را اميد مى بريد ، به من پناه ببريد ، كه من اگر بخواهم به شما بدهم ، [كسى] جز من ، بر بازداشتن شما از آن ، توانا نيست و اگر بخواهم شما را از آن بازدارم ، [كسى] جز من ، بر اعطاى آن به شما توانا نيست . پس من سزاوارترين كس به درخواست هستم و سزامندترين كس براى زارى به
درگاه او . پس در آغازِ هر امر كوچك و بزرگى ، «بسم اللّه الرحمن الرحيم» بگوييد ؛ يعنى براى اين كار ، از خدايى كه عبادتِ جز او درست نيست ، يارى مى جويم ؛ خدايى كه چون از او كمك خواسته شود ، ياور است و چون دعا شود ، اجابت مى كند » .


دانش نامه عقايد اسلامي ج4
98

راجع : ص ۲۴ (الهداة إلى معرفة اللّه / اللّه عزّوجلّ)
و ۶۶ (مبادئ معرفة اللّه / الفطرة)
و ۹۰ (الميثاق الفطريّ) .

۳۴۲۶.الإمام العسكريّ عليه السلامـ في قَولِ اللّهِ عز و جل : «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ـ: «اللّهُ» هُوَ الّذي يَتَأَلَّهُ إِلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن كُلِّ مَن هُوَ دونَهُ ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن جَميعِ ما سِواهُ . يَقولُ : بِاسمِ اللّهِ أي : أَستَعينُ عَلى أُموري كُلِّها بِاللّهِ الَّذي لا تَحِقُّ العِبادَةُ إِلاّ لَهُ ، المُغيثِ إِذَا استُغيثَ ، وَالمُجيبِ إِذا دُعِيَ . وهُوَ ما قالَ رَجُلٌ لِلصَّادِقِ عليه السلام : يَا ابنَ رَسولِ اللّهِ ، دُلَّني عَلَى اللّهِ ما هُوَ ؟ فَقَد أكثَرَ عَلَيَّ المُجادِلونَ وحَيَّروني .
فَقالَ لَهُ : يا عَبدَ اللّه ، هَل رَكِبتَ سَفينَةً قَطُّ ؟ قالَ : نَعَم .
قالَ : فَهَل كُسِرَ بِكَ حَيثُ لا سَفينَةَ تُنجيكَ ولا سِباحَةَ تُغنيكَ ؟ قالَ : نَعَم .
قالَ : فَهَل تَعَلَّقَ قَلبُكَ هُنالِكَ أنَّ شَيئا مِنَ الأَشياءِ قادِرٌ عَلى أن يُخَلِّصَكَ مِن وَرطَتِكَ ؟ فَقالَ : نَعَم .
قالَ الصَّادِقُ عليه السلام : فَذلِكَ الشَّيءُ هُوَ اللّهُ القادِرُ عَلَى الإِنجاءِ حَيثُ لا مُنجِيَ ، وعَلَى الإغاثَةِ حَيثُ لا مُغيثَ . ثُمَّ قالَ الصّادِقُ عليه السلام : ولَرُبَّما تَرَكَ بَعضُ شيعَتِنا فِي افتِتاح أمرِهِ بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ ، فَيَمتَحِنُهُ اللّهُ بِمَكروهٍ لِيُنَبِّهَهُ عَلى شُكرِ اللّهِ ـ تَبارَكَ وتَعالى ـ وَالثَّناءِ عَلَيهِ ، ويَمحَقَ عَنهُ وَصمَةَ تَقصيرِهِ عِندَ تَركِهِ قَولَ: بِسمِ اللّهِ الرَّحمنِ الرَّحيمِ .
قالَ : وقامَ رَجُلٌ إِلى عَلِيِّ بنِ الحُسَينِ عليهماالسلام فَقالَ : أَخبِرني عَن مَعنى «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» .
فَقالَ عَلِيُّ بنُ الحُسَينِ عليهماالسلام : حَدَّثَني أَبي عَن أَخيهِ الحَسَنِ عَن أَبيهِ أميرِالمُؤمِنينَ عليه السلام : أنَّ رَجُلاً قامَ إِلَيهِ فَقالَ : يا أَميرَ المُؤمِنينَ ، أَخبِرني عَن «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ما مَعناهُ ؟ فَقالَ : إِنَّ قَولَكَ : «اللّه » أَعظَمُ اسمٍ مِن أَسماءِ اللّهِ عز و جل ، وهُوَ الاِسمُ الَّذي لا يَنبَغي أن يُسَمّى بِهِ غَيرُ اللّهِ ، ولَم يَتَسَمَّ بِهِ مَخلوقٌ .
فَقالَ الرَّجُلُ : فَما تَفسيرُ قَولِهِ : «اللّه » ؟
قالَ : هُوَ الَّذي يَتَأَلَّهُ إِلَيهِ عِندَ الحَوائِجِ وَالشَّدائِدِ كُلُّ مَخلوقٍ عِندَ انقِطاعِ الرَّجاءِ مِن جَميعِ مَن هُوَ دونَهُ ، وتَقَطُّعِ الأَسبابِ مِن كُلِّ مَن سِواهُ ، وذلِكَ أنَّ كُلَّ مُتَرَئِّسٍ في هذِهِ الدُّنيا ومُتَعَظِّمٍ فيها وإِن عَظُمَ غِناؤُهُ وطُغيانُهُ وكَثُرَت حَوائِجُ مَن دَونَهُ إِلَيهِ ؛ فَإِنَّهُم سَيَحتاجونَ حَوائِجَ لا يَقدِرُ عَلَيها هذَا المُتَعاظِمُ ، وكَذلِكَ هذَا المُتَعاظِمُ يَحتاجُ حَوائِجَ لا يَقدِرُ عَلَيها ، فَيَنقَطِعُ إِلَى اللّهِ عِندَ ضَرورَتِهِ وفاقَتِهِ ، حَتّى إِذا كَفى هَمَّهُ عادَ إِلى شِركِهِ ، أما تَسمَعُ اللّهَ عز و جل : «قُلْ أَرَءَيْتَكُمْ إِنْ أَتَـاكُمْ عَذَابُ اللَّهِ أَوْ أَتَتْكُمُ السَّاعَةُ أَغَيْرَ اللَّهِ تَدْعُونَ إِن كُنتُمْ صَـدِقِينَ * بَلْ إِيَّاهُ تَدْعُونَ فَيَكْشِفُ مَا تَدْعُونَ إِلَيْهِ إِن شَاءَ وَتَنسَوْنَ مَا تُشْرِكُونَ» . ۱
فَقالَ اللّهُ عز و جل لِعِبادِهِ: أَيُّهَا الفُقَراءُ إِلى رَحمَتي، إِنّي قَد أَلزَمتُكُمُ الحاجَةَ إِلَيَّ في كُلِّ حالٍ، وذِلَّةَ العُبودِيَّةِ في كُلِّ وَقتٍ، فَإِلَيَّ فَافزَعوا في كُلِّ أمرٍ تَأخُذونَ فيهِ ، وتَرجونَ تَمامَهُ وبُلوغَ غايَتِهِ ؛ فَإِنّي إِن أَرَدتُ أن أُعطِيَكُم لَم يَقدِر غَيري عَلى مَنعِكُم، وإِن أَرَدتُ أن أَمنَعَكُم لَم يَقدِر غَيري عَلى إِعطائِكُم؛ فَأَنَا أحَقُّ مَن سُئِلَ ، وأَولى مَن تُضُرِّعَ إِلَيهِ ، فَقولوا عِندَ افتِتاحِ كُلِّ أَمرٍ صَغيرٍ أو عَظيمٍ : «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَـنِ الرَّحِيمِ» ، أي أَستَعينُ عَلى هذَا الأَمرِ بِاللّهِ الَّذي لا يَحِقُّ العِبادَةُ لِغَيرِهِ ، المُغيثِ إِذَا استُغيثَ ، المُجيبِ إِذا دُعي . ۲

1.الأنعام : ۴۰ ، ۴۱ .

2.التوحيد : ص ۲۳۰ ح ۵ ، معاني الأخبار : ص ۴ ح ۲ وفيه إلى : «حَيثُ لا مغيث» وكلاهما عن يوسف بن محمّد بن زياد وعليّ بن محمّد بن سيّار ، بحار الأنوار : ج ۳ ص ۴۱ ح ۱۶ وراجع : إرشاد القلوب : ص ۱۶۸ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج4
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 66305
صفحه از 604
پرینت  ارسال به