برسد كه در نتيجه شدّت محبّت به خدا، حجاب هاى خودبينى به كلّى كنار رود، به گونه اى كه چيزى جز خداى تعالى نبيند و به گفته حافظ :
ميان عاشق و معشوق، هيچ حايل نيست
تو خود حجاب خودى حافظ، از ميان برخيز.
اين مرحله از خداشناسى ، هر چند بالاترينِ منازل سلوك و برترينِ درجات معرفت است ، ليكن بى ترديد، به معناى احاطه مخلوق بر خالق و شناخت حقيقت خداوند متعال نيست . از اين رو، سرحلقه اهل معرفت ، خاتم انبيا پيامبر خدا، ضمن تصريح بر اين كه براى او هم شناخت كُنه حضرت حق ميسّر نيست، مى فرمايد :
اللّهُ أَعلى وأَجَلُّ أَن يَطَّلِعَ أَحدٌ عَلى كُنهِ مَعرِفَتِهِ . ۱ خدا، والاتر و و برتر از آن است كه كسى به كُنه معرفت او پى ببرد.
و نيز در شناخت خداوند مى فرمايد :
يا مَن لا يَعلَمُ ما هُوَ إِلاّ هُوَ ! ۲ اى كه جز او نمى داند او چيست!
و نيز مى فرمايد :
سُبحانَكَ ما عَرَفناكَ حَقَّ مَعرِفَتِكَ . ۳ منزّهى تو ! ما تو را چنان كه حق معرفت توست، نمى شناسيم.