415
دانش نامه عقايد اسلامي ج4

۳۶۵۸.المَحجّة البيضاء :در اخبار داوود عليه السلام آمده است كه خداى عز و جل به او وحى كرد : «... اى داوود! من دل هاى مشتاقان را از رضايتِ خود آفريدم و با نور سيماى خود ، نعمتشان بخشيدم...» .
داوود پرسيد : پروردگارا ! با چه چيز به اين [جايگاه] نزد تو رسيدند؟
فرمود : «با خوش گمانى و دست شستن از دنيا و اهل آن و با خلوت ها و مناجاتشان با من. اين ، مرتبه اى است كه كسى بدان نمى رسد ، مگر اين كه دنيا و اهل آن را ترك كند و از هيچ چيزِ آن ياد نكند و دلش را براى من خالى بدارد و مرا بر همه آفريدگانم برگزيند ، كه در اين هنگام ، به او توجّه مى كنم و جانش را براى او خالى مى كنم و حجابِ ميان خود و او را مى شكافم تا همانند كسى كه با چشمانش به چيزى مى نگرد ، به من بنگرد» .

ر . ك : دوستى در قرآن و حديث : بخش دوم / فصل هفتم: ديدار خدا .

توضيح

بى گمان ، محبّت خداى سبحان ، يكى از راه هاى رسيدن به كمال معرفت اوست ، همان گونه كه در احاديث اين فصل آمده است . از سوى ديگر ، در فصل هفتم مى خوانيم كه نخستين اثر معرفت خدا ، محبّت اوست . پس چگونه ممكن است كه محبّت خدا ، راه رسيدن به معرفت او باشد و در همان حال ، نتيجه و حاصل آن نيز باشد؟
پاسخ ، آن است كه ترديدى نيست كه محبّت خداى متعال ، نتيجه معرفت اوست ، زيرا انسان نمى تواند كسى را كه نمى شناسد ، دوست داشته باشد ؛ امّا محبّت خدا ، مقدّمه رسيدن به درجات بالاتر معرفت خداست .
به عبارت ديگر ، هر درجه از معرفت ، زمينه چين محبّتى بيشتر است و هر درجه از محبّت ، مقدّمه معرفتى بيشتر ، تا آن جا كه رهپوى راه خدا ، به بالاترين درجات معرفت شهودى مى رسد و بدين معناست كه مى گويند : «محبت ، اساسِ معرفت است» .


دانش نامه عقايد اسلامي ج4
414

۳۶۵۸.المحجّة البيضاء :في أَخبارِ داوودَ عليه السلام : إِنَّ اللّهَ عز و جلأوحى إِلَيهِ : ... يا داوودُ ، إنّي خَلَقتُ قُلوبَ المُشتاقينَ مِن رِضواني ، ونَعَّمتُها بِنُورِ وَجهي . . .
فَقالَ داوودُ : يا رَبِّ ، بِمَ نالوا مِنكَ هذا ؟
قالَ : بِحُسنِ الظَّنِّ ، وَالكَفِّ عَنِ الدُّنيا وأَهلِها ، وَالخَلَواتِ بي ومُناجاتِهِم لي ، وإِنَّ هذا مَنزِلٌ لا يَنالُهُ إِلاّ مَن رَفَضَ الدُّنيا وأَهلَها ، ولَم يَشتَغِل بِشَيءٍ مِن ذِكرِها ، وفَرَّغَ قَلبَهُ لي ، وَاختارَني عَلى جَميعِ خَلقي ، فَعِندَ ذلِكَ أَعطِفُ عَلَيهِ ، فَأُفَرِّغُ نَفسَهُ لَهُ ، وأَكشِفُ الحِجابَ فيما بَيني وبَينَهُ ، حَتّى يَنظُرَ إِلَيّ نَظَرَ النّاظِرِ بِعَينِهِ إِلَى الشَّيءِ . ۱

راجع : المحبّة في الكتاب والسنّة : القسم الثاني / الفصل السابع / لقاء اللّه .

تعليق :

إِنّ حبّ اللّه سبحانه أَحد الطرق إِلى بلوغ كمال معرفته ، كما جاء في أَحاديث هذا الفصل ، من جهة أُخرى نقرأ في الفصل السابع أنّ أَوّل أَثر لمعرفة اللّه ـ جلّ شأنه ـ هو حبّه ، فكيف يمكن أن يكون حبّ اللّه طريقا لبلوغ معرفته ، ونتيجةً ومحصَّلةً لذلك في آنٍ واحدٍ؟
الجواب هو أنّه لا مِراءَ في أنّ حبّه تعالى ثمرة لمعرفته ؛ لأنّ الإنسان لايمكن أن يُحبّ من لا يعرفه ، لكنّ حبّ اللّه بدوره مقدّمة لنيل درجات أَعلى من معرفة اللّه .
بتعبير آخر : كلّ درجة من المعرفة ممهِّدة لحبّ أَكثر ، وكلّ درجة من الحبّ مقدّمة لمعرفةٍ أَوفر ، حتّى يظفر السالك بأَعلى درجات المعرفة الشهوديّة ، وهذا هو معنى «المحبّة أَساس المعرفة» .

1.احياء علوم الدين : ج ۴ ص ۴۷۰ و ۴۷۱ ؛ المحجّة البيضاء : ج ۸ ص ۵۹ و ۶۰ .

  • نام منبع :
    دانش نامه عقايد اسلامي ج4
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: رضا برنجكار، ترجمه: عبدالهادى مسعودى، مهدى مهریزى، على نقى خدایارى، محمّد مرادی و جعفر آریانی
    تعداد جلد :
    10
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1385
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 66480
صفحه از 604
پرینت  ارسال به