حديث:
۱۸۴۲.امام باقر عليه السلامـ درباره سخن خداى تعالى: «و چون بخواهيم شهرى را هلاك كنيم ، نازپروردگان آن جا را فرمان دهيم . . .» ـ: بزرگانشان را فرمان دهيم .
۱۸۴۳.امام على عليه السلامـ در نامه اش به معاويه ـ: چه سان خواهى بود آن گاه كه پرده هاى دنيايى كه در آنى ، كنار رود ؛ همان دنيا كه با زيورهايش خود را آراسته اى و با لذتش فريبكارى كرده اى ؛ او تو را خواند و تو اجابتش كردى ؛ تو را به سوى خود فراخواند و به دنبالش روان گشتى ؛ فرمانت داد و پيروى اش كردى . همانا زود است كه كسى تو را باز ايستاند ، چنان كه هيچ سپرى نتواند از آن نجاتت دهد . پس از اين شيوه دست بردار و براى حسابرسى آماده شو و خود را براى آن چه بر تو فرو خواهد آمد ، مهيا كن و به گمراهان گوش فرا مده ؛ كه اگر چنين نكنى ، تو را بدان چه از آن غافلى ، آگاه كنم . همانا تو نازپرورده اى هستى كه شيطان زمامت را گرفته و در تو به آرزويش رسيده و همچون روح و خون در وجودت جارى شده است .
۱۸۴۴.امام سجاد عليه السلامـ درباره زهد ـ: اى فرزند آدم ؛ واى بر تو! بدان كه سياهىِ درون و فراوان خوردن و سرمستىِ سيرى و فريفتگىِ ثروت و قدرت ، انسان را از عمل باز مى دارد و ياد [خدا] را فراموشش مى سازد و از نزديك شدن مرگ غافلش مى كند ؛ چندان كه هر كس به دنيا دوستى گرفتار گردد ، گويا جنون مستى از شراب در او است .