۷۹۰.امام على عليه السلامـ به زياد بن ابيه ، آن گاه كه وى را به جاى عبداللّه بن عبّاس بر فارس و مناطق پيرامونش حكومت بخشيد و در كلامى پُر درازا ، او را از خراج گرفتن پيش از هنگام ، نهى فرمود ـ: عدالت را به كار بند و از ستم ورزى و بيدادگرى بپرهيز ؛ كه ستم مردم را به آوارگى كشد و بيدادگرى ، شمشير [و شورش مسلّحانه مردم] را فراخوانَد .
۷۹۱.امام على عليه السلامـ در نامه وى به خراج گزارانش ـ: از بنده خدا ، على اميرالمؤمنين ، به خراج گزاران : امّا بعد ؛ هر كس از آن چه [= روز قيامت] به سوى آن روان است ، پروا نكند ، چيزى براى خود پيش نفرستد كه از آن نگاهبانش باشد . بدانيد آن چه بر عهده داريد ، آسان ؛ و پاداش آن بسيار است . حتّى اگر براى ستم و تجاوزگرى كه خداوند شما را از آن نهى فرموده ، مجازاتى بيم برانگيز نباشد ، پرهيز از آن چندان پاداش دارد كه در ترك آن بهانه اى نباشد . پس از دل و جان ، با مردم انصاف ورزيد و براى برآوردن نيازهاشان شكيبا باشيد ، كه همانا شما خزانه دارانِ مردم ، وكيلان امّت ، و سفيرانِ پيشوايان هستيد . در برآوردنِ نيازِ هيچ كس چندان درنگ نورزيد كه به خشم آيد و او را از خواسته اش بازنداريد . براى ستاندنِ خراج ، جامه زمستانى و تابستانى مردم ، چهارپايى را كه با آن كار مى كنند ، و يا بنده[ى آنان] را مفروشيد و هيچ كس را براى درهمى تازيانه مزنيد . به مال هيچ يك از مردم ، خواه نمازگزار و خواه اهل ذمّه ، چنگ نيفكنيد ، مگر اسب يا جنگ افزارى بيابيد كه با آن به مسلمانان تجاوز شود ؛ كه همانا مسلمان را روا نيست تا آن [اسب يا جنگ افزار ]را در دست دشمنان اسلام وانهد تا سبب نيرومندى شان بر ضدّ وى گردد . از خيرخواهى براى ديگران ، خوشرفتارى با سپاهيان ، يارىِ مردم ، و تقويت دين خدا دريغ مورزيد و در راه خدا هر چه بر شما واجب است ، به جاى آوريد ؛ كه همانا خداى سبحان از ما و شما خواسته كه با تمام توان خويش سپاسش را به جا آوريم و با همه نيرومان يارى اش دهيم ؛ و هيچ نيرويى جز از جانب خداى والاى بزرگ نيست .
۷۹۲.امام على عليه السلامـ از پيمان نامه او به يكى از كارگزارانش كه وى را براى گردآورى صدقه[زكات] فرستاده بود ـ: او را فرمان مى دهم كه در امور نهانى و كارهاى پنهانش كه جز خدا گواه و نگاهبانى نيست ، تقواى خداى را پيشه كند .
و فرمانش مى دهم كه چنان نباشد كه آشكارا از خداى فرمان بَرَد ، امّا در نهان كارى جز آن ، به مخافت انجام دهد . هر كس نهان و آشكارش ، و كردار و گفتارش تفاوت نكند ، امانتِ [خدا] را به جاى آورده و در عبادت اخلاص ورزيده است .
و فرمانش مى دهم كه مردم را نرنجاند و آنان را دروغگو نشمارد و بدان بهانه كه بر ايشان حكمرانى مى كند ، از آنان روى برنگرداند ؛ كه آن ها برادرانِ دينى و ياوران وى در ستاندنِ حقوقِ [الهى ]هستند .
و همانا تو را در اين صدقه [كه مى ستانى] بهره اى معيّن و حقّى مشخّص است و نيازمندان و ناتوانان و بينوايان با تو در آن شريكند . ما تمام حقّ تو را مى پردازيم ؛ پس تو نيز حقوق آنان را ، تمام و كمال ، بپرداز ؛ كه اگر چنين نكنى ، در روز قيامت مدّعيان تو از همه بيشترند . و بَدا به حال آن كس كه نزد خداوند ، فقيران و نيازمندان و حاجت خواهان و رانده شدگان و وامداران و در راه ماندگان ، مدعّيان او باشند .
و هر كس در امانت سهل انگارى كند و در مرتع خيانت بچرد و جان و دين خويش را از خيانت پاك نسازد ، همانا خوارى و رسوايى را در دنيا از آنِ خويش كرده و در آخرت ، خوارتر و رسواتر است . و همانا بزرگ ترين خيانت ، آن است كه در حقّ امّت روا شود و رسواترين فريبگرى ، فريفتنِ پيشوايانِ [امّت ]است ؛ والسّلام!