25
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1

امّا در تمدّن اسلامى ، توسعه اقتصادى هدفِ برتر نيست . در اين تمدّن ، هدف آن است كه همه استعدادهاى انسانى شكوفا گردد و نهفته هاى او هويدا شود تا به سوى كمال مطلق راه بَرَد و به سعادت ابدى و پايدار دست يابد . توسعه اقتصادى ، تنها مقدّمه اى براى رسيدن به همين هدف است . با همين رويكرد است كه اسلام ، جامعه انسانى را نيازمند تحقّق رفاه فراگير و ارتقا يافتن به كمال مطلق مى داند تا در كنار شاخصه هاى مادّى و دنيايى ، همچون درآمد ناخالص ملّى ، سرانه آموزش ، دستيابى به امكانات گوناگون زندگى ، آزادىِ انتخاب ، مشاركت سياسى ، و همانند آن ها ، به ضرورت هاى ديگر كه در رشد و ارتقاى شاخصه هاى معنوى ، همچون ايمان و اخلاق و اعمال صالح متجلّى مى شوند ، نيز عنايت ورزد .

۳ . نظام هاى توسعه و راهبردهاى آن ها

همه مى دانيم كه نظام هاى توسعه در جهان معاصر و راهبردهاى آن ها ، به دو طرز تفكّر سرمايه دارى و سوسياليزم باز مى گردند .
مكتب سرمايه دارى بر آن است كه برقرارى نظام بازار ، برترين طريق دستيابى به اين هدف است ، در حالى كه سوسياليزم تصميمات خود در اين زمينه را بر مبناى شيوه برنامه ريزى مركزى پايه نهاده و از اين رو ، نظام اقتصاد دولتى را ترجيح داده است .
بدين گونه ، نمى توان از اِجماع دانشوران و كارشناسان اقتصادى در زمينه نظام هاى توسعه اقتصادى و راهبردهاى آن ها سخن گفت ۱ .

1.اقتصاددانان ، به حسب وابستگى فكرى و گرايش خود به يكى از اين دو نظام موجود ، به راه حل هاى گوناگونى روى آورده اند. ديدگاهى كه مشكل اصلى را كمبود منابع و سرمايه گذارى مى داند و هدف را افزايش درآمد ملّى مى شمارد ، پناه بردن به سيستم هاى مالى ، اقتصاد آزاد ، صنعتى سازى ، و همانند آن ها را پيشنهاد مى كند. در برابر ، ديدگاهى كه فقر و تبعيض و نبود عدالت در توزيع را مشكلات اصلى اقتصادى برمى شمارد ، راهبردهاى ديگرى را برمى گزيند؛ همچون : بازنگرى در توزيع درآمد و توجّه به خواست هاى اصلى . بدين سان ، به حسب خاستگاه هاى فكرى ، گزينه ها و اولويّت گذارى هاى اين دو گروه نيز متفاوت هستند.


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
24

۲. هدف توسعه

هرگاه توسعه را در چهارچوب تعريف متداول ارزيابى كنيم ، درمى يابيم كه هدف اسلام از توسعه اقتصادى با هدفِ توسعه در نگرش مادّى متفاوت است .
در منظومه تمدّن مادّى ، توسعه مادّى الگويى است ايده آل و نهايتى مطلوب كه انسان در جست وجوى آن است . بر پايه اين تصوّر و با بهره گيرى از دستگاه هاى عظيم تبليغاتى ، كشورهاى پيشرفته از رهگذر توسعه اقتصادى ، توانسته اند اين گونه وانمود كنند كه الگوى زندگى و شيوه انسانى آنان ، از ديگر ملّت ها برتر و با معيارهاى بشرى سازگارتر است .
وقتى همه امور در يك چيز به نام هدف تمركز مى يابد ، طبيعى است كه آن هدف مركز ثقل همه ارزش ها و آرمان ها گردد و مركزى شود براى جذب همه تلاش ها و رويكردها . اين ، همان جايگاهى است كه توسعه اقتصادى در عصر جديد يافته است .
در سال هاى پس از جنگ دوم جهانى كه گفت و گوى جدّى درباره دو مقوله پيشرفت و واپس ماندگى پيش آمد ، مجموعه كشورهاى جهان سوم به سوى توسعه اقتصادى جهان غرب به مثابه الگوى عالى و چهارچوب نمونه و مطلوب روى آوردند ، در آن مرحله ، اين رويكرد به قالبى فكرى تبديل شد كه افكار بسيارى از متفكّران جهان سوم را به محور توسعه اقتصادى و ضرورت ايجاد تحوّل در دو زمينه فرهنگى و اجتماعى به منظور دستيابى به رشد اقتصادى ، سوق داد ۱ .

1.البتّه بسيارى از متفكّران كشورهاى پيشرفته دريافته اند كه اين فرهنگ عقيم است ، زيرا زيان هاى عظيم انسانى و محيطى را كه نتيجه فرهنگ مادّى و غلبه رشد اقتصادى است ، لمس كرده اند. با اين حال ، همين شيوه تفكّر همچنان فضاى فكرى بيشينه كشورهاى واپس مانده را انباشته و بر آن ها سيطره يافته است.

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 71910
صفحه از 506
پرینت  ارسال به