۳۹۵.الكافى از علىّ بن عبدالعزيز :امام صادق عليه السلام به من فرمود : «عمر بن مسلم چه مى كند؟» گفتم: «فدايت شوم! به عبادت روى آورده و تجارت را ترك كرده است» . فرمود: «واى بر او! آيا نمى داند آن كه روزى طلبيدن را رها كند ، دعايش پذيرفته نمى شود؟ گروهى از ياران پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آن گاه كه اين آيه نازل شد : و هر كه از خدا پروا كند ، براى او راه بيرون شدن [از هر دشوارى و اندوهى ]پديد آورَد ؛ و او را از جايى كه گمان ندارد ، روزى مى دهد ، درها را بربستند و به عبادت روى آوردند و گفتند: ما [از روزى جستن ]بى نياز شده ايم . اين خبر به پيامبر صلى الله عليه و آله رسيد ؛ پس آنان را فراخواند و فرمود : چه چيز شما را به اين كار واداشت؟ گفتند: اى پيامبر خدا! روزى ما تضمين شده است ؛ پس ما به عبادت روى آوريم . فرمود: هر كس چنين كند ، دعايش پذيرفته نمى شود . وظيفه شما روزى طلبيدن است » .
۳ / ۲ - ۶
خوددارى امام از دعا براى فردِ ناكوشنده
۳۹۶.امام صادق عليه السلام :مردى از او [= حضرت على عليه السلام] خواست كه براى وى از خداوند روزى در عين رفاه را طلب كند . امام فرمود: «برايت دعا نمى كنم . همان گونه كه خداوند فرمانت داده ، در پى روزى برآ» . و فرمود: «مسلمان را سزاوار نيست كه روزى بخواهد ، مگر آن كه گرماى آفتاب بر وى بتابد» .
۳۹۷.امام صادق عليه السلامـ در پاسخِ مردى كه به وى گفت: «فدايت شوم! برايم از خداى بخواه كه مرا از خلقش بى نياز كند» ـ: هر آينه خداوند روزى هر كس را كه خواهد ، به دست هر كس كه خواهد ، مقدّر فرموده است ؛ امّا از خداى بخواه كه تو را بى نياز سازد از حاجتى كه به آفريدگان فرومايه اش دچارت كند .