۳۴۶.حلية الاولياء :على عليه السلام هر گاه در گذران زندگى دچار تنگنا و سختى مى شد ، از مردم روى مى گرداند و به كسب درآمد و تلاش روى مى آورْد .
۳۴۷.شرح نهج البلاغه :هر آينه او [= اميرالمؤمنين عليه السلام] با دست خويش كار مى كرد ؛ زمين را شخم مى زد ؛ آب برمى كشيد ، خرمابُن مى كاشت ؛ و اين همه را با تن مباركش ، خود ، انجام مى داد و از [حاصل ]آن ، خواه در آن زمان و خواه براى آينده ، چيزى ، كم يا زياد ، باقى نمى نهاد و همه را صدقه مى داد .
۳۴۸.المصنّف لابن ابي شيبة از عبدالرّحمان بن ابى ليلى :گروهى از اصحاب پيامبر صلى الله عليه و آلهنزد وى درآمدند . پيامبر در پى زنان خويش فرستاد ، امّا نزد هيچ يك از ايشان چيزى [براى پذيرايى از مهمانانش ]نيافت . در همين حال بودند كه ديدند على روى مى آورَد ، در حالى كه ژوليده موى و غبارآلود است و بر دوشش حدود سه كيلو خرما است كه با دست خويش كاشته و برداشته است . پيامبر صلى الله عليه و آله فرمود: «درود بر اين باربرنده و آن بار!» سپس على را نشاند و از سرش خاك برگرفت و فرمود: «درود بر ابوتراب!» پس او را نزديك تر فرا بُرد . آن گاه ، همه خوردند تا برون شدند . سپس براى هر يك از همسرانش ، مقدارى فرستاد .
۳۴۹.السنن الكبرى از ابن عبّاس :پيامبر خدا صلى الله عليه و آله را تنگنايى مالى پيش آمد . اين خبر به على عليه السلامرسيد . وى در پى كارى برون شد تا از آن درآمدى كسب كند و آن را براى پيامبر خدا صلى الله عليه و آلهبفرستد . پس به باغى درآمد كه از آنِ مردى يهودى بود . براى وى هفده دَلْو آب برگرفت ، هر دلو در برابر يك خرما ، مرد يهودى او را وانهاد كه هفده خرماى نيكو برگيرد . على آن ها را نزد پيامبر صلى الله عليه و آله آورد . پيامبر فرمود: «اى ابوالحسن! اين از كجا فراهم شده است؟» گفت: «اى پيامبر خدا! خبر يافتم كه در تنگناى مالى هستى ؛ پس در پى كارى برون شدم تا براى تو خوراكى فراهم آورم» . فرمود: «دوستىِ خدا و رسولش تو را به اين كار واداشت؟» على عليه السلامگفت: «آرى اى پيامبر خدا صلى الله عليه و آله» .