ب . حضرت داوود عليه السلام
۳۲۹.پيامبر خدا صلى الله عليه و آله :همانا داوود عليه السلام جز از دسترنج خود نمى خورْد .
۳۳۰.امام على عليه السلام :هر آينه داوود عليه السلام با دست خويش ، از برگ خرما بوريا مى بافت و به همنشينانش مى گفت: «كدام يك از شما براى فروش آن ، مرا يارى مى كند؟» و آن گاه ، از بهاى آن ، قرصِ نانِ جُو مى خورْد .
۳۳۱.امام على عليه السلام :خداوند به داوود عليه السلام چنين وحى فرمود : «اگر از بيت المال نمى خوردى و به دست خويش كار مى كردى ، بنده اى شايسته بودى» . داوود چهل بامداد گريست و خداوند به آهن وحى فرمود: «براى بنده ام داوود نرم شو!» ؛ پس خداوند آهن را براى وى نرم كرد و او هر روز زرهى مى ساخت و به هزار درهم مى فروخت . او سيصد و شصت زره ساخت و به سيصد و شصت هزار [درهم] فروخت و از بيت المال بى نياز گشت .
۳۳۲.عوالى اللآلى :حكايت شده است كه حضرت داوود عليه السلام نيّت داشت كه هر گاه يكى از بنى اسرائيل را مى پذيرفت ، نظر وى را درباره خويش باز مى پرسيد ؛ و وى نيز او را مى ستود ، تا آن كه با مردى ديدار كرد كه گفت: « [داوود ]خوب بنده اى است ، اگر خصلتى در او نباشد!» فرمود: «آن خصلت چيست؟» گفت: «او از بيت المال مى خورَد» . داوود گريست و دانست كه [اين تذكّر خدا است كه ]به وى هديه شده است . سپس خداوند به آهن وحى فرمود: «براى بنده ام داوود نرم شو!» آن گاه ، خداى آهن را براى او نرم ساخت و او هر روز زرهى مى ساخت و به هزار درهم مى فروخت . پس سيصد و شصت زره ساخت و به سيصد و شصت هزار [درهم ]فروخت و از بيت المال بى نياز شد .