كلمات پيشوايان اين دين ، آكنده از آموزش هاى پربار و سهمى گرانسنگ در باب اين اركان و نقش آن ها است كه تفصيل آن در دفتر دوم اين كتاب خواهد آمد . تا آن هنگام ، اكنون اشاره اى كوتاه به هر يك از اين اركان و اصول داريم:
۱. دانش
امروز ، بيش از هر زمان ديگر ، آشكار شده كه علم نقش اوّل را در رشد اقتصادى ايفا مى كند . در اين حقيقت هرگز نمى توان ترديد كرد ، حال آن كه اسلام پيش از چهارده قرن قبل ، آن را اعلان كرده بود:
«خَيرُ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ العِلمِ ، وَشَرُّ الدُّنيا وَالآخِرَةِ مَعَ الجَهلِ ۱ ؛
خير دنيا و آخرت ، با علم تأمين مى شود ؛ و شرّ دنيا و آخرت آميخته جهل است» .
۲. برنامه ريزى
افزون بر دانش ، اسلام بر برنامه ريزى و نقش برجسته آن در رشد اقتصادى تأكيد ورزيده است . از نظرگاه اسلام ، مديريّت توانمند اگر با برنامه ريزى و طرّاحى صحيح همراه گردد ، مى تواند فقر را از جامعه ريشه كن سازد :
«لا فَقرَ مَعَ حُسنِ تَدبيرٍ ۲ ؛