159
توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1

در باب توسعه اقتصادى دريابد و بدين سان ، به مفهوم روايات ستاينده فقر ، با فرض درستىِ اسناد آن ها ، پى ببرد .
براى آن كه اين دريافت وضوحى بيشتر يابد ، تأمّل در نكات زير مفيد است:
۱ . در فصول پنجگانه نخست اين كتاب ، آيات و احاديثى درباره اهمّيّت توسعه اقتصادى و زيان هاى ناشى از فقر آمده است . ديگر بخش هاى اين اثر نيز متضمّن مباحثى در باب اصول و مبانى توسعه و پيامدها و آفات آن هستند . با ملاحظه مجموع اين مباحث ، جاى هيچ ترديدى در اين نكته باقى نمى ماند كه اسلام هرگز به فقر گرايش ندارد و به سوى آن جهت گيرى نمى كند ، بلكه توسعه اقتصادى ، به شكلى برجسته ، از اهداف مهمّ اين دين به شمار مى رود .
به بيان ديگر ، جهت گيرى و مبارزه اسلام در رويارويى با فقر و برنامه ريزى هايش در مسير توسعه اقتصادى ، از اصول مسلّم اسلامى است . بر اين پايه ، هر گاه رواياتى به چشم خورند كه ظاهرا مردم را به سوى فقر دعوت مى كنند ، پس از قطعى شدن انتساب آن ها به پيشوايان دين ، چاره اى جز آن نيست كه مقصود روايات مزبور را در ظاهر آن ها نجوييم .
۲ . توانگرى و فقر ، از هر جهت همانند دانش و نادانى اند و مى توان آن ها را از دو زاويه ارزيابى كرد . از يك زاويه ، دارايى به طور مطلق و همانند دانش ، ارزش تلقّى مى شود ؛ زيرا از مظاهر نظام آفرينش است كه در خدمت انسان و نيازمندى هاى وى قرار دارد ؛ در برابرِ فقر كه به ازاىِ خواست هاى انسان ، همچون نادانى ، داراى بار منفى ارزيابى مى شود . امّا از زاويه ديگر ، دارايى با توجّه به نقشى كه در زندگى انسان ايفا مى كند ، ارزيابى مى شود .
اين نكته را مى توان با چنين تعبيرى نيز بيان كرد: در نگاه اوّل ، آن چه ارزيابى مى شود ، ثروت و علم است ؛ امّا در نگاه دوم ، ثروتمند و عالم ارزيابى مى گردد .
آن گاه كه ثروت از زاويه نگاه آفرينشى ارزيابى شود ، بى شك در برابر فقر ،


توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
158

نكاتى درباره رواياتِ ستاينده فقر

در نگاه نخست به نظر مى رسد كه ميان روايات دسته هاى اول و دوم اين فصل با آيات و روايات فصل هاى گذشته تعارض وجود دارد . اين روايات فقر و فرودستىِ اقتصادى را مى ستايند و آن را بر توانگرى و رفاه ترجيح مى دهند ، در حالى كه آيات و احاديث فصل هاى پيش ، توسعه اقتصادى را ارجمند مى شمرند و شكوفايى معيشتى را گرانمايه ، بابركت ، و از آثار برنامه وعده داده شده توسعه اقتصادى در اسلام مى نامند و خطرهاى فقر و پيامدهاى فاجعه بار واپس ماندگى اقتصادى را گوشزد مى كنند . اكنون بايد ديد مراد از روايات ستاينده فقر چيست و آيا مى توان به مفاد آن ها ملتزم شد و معناى برآمده از آن ها را پذيرفت .
دانشمندان مسلمان و كارشناسان علم حديث ، براى سازگارى بخشيدن به اين متون ، راه هاى مختلفى را پيموده اند . برخى مفهوم فقر موجود در احاديث ستايشگر فقر را از مفهوم فقر در روايات سرزنشگرِ آن ، متمايز شمرده اند . بعضى ، ويژگى هاى فقر ستوده و فقر نكوهيده را متفاوت دانسته اند . گروه سوم هم روايات ستايشگر فقر را كنار نهاده اند ، زيرا سندهاى آن ها را ضعيف شمرده اند و روايات نكوهنده فقر را معتبر دانسته اند . ۱
با اين حال ، به نظر مى رسد كه آيات و روايات اين مبحث چنان چينش شده اند كه پژوهشگر به سادگى مى تواند از رهگذر تأمّل در آن ، ديدگاه اسلام را

1.بنگريد به : المحجة البيضاء : ج ۷ ، ص ۳۱۹ ـ ۳۳۰ وبحارالأنوار : ج ۷۲ ، ص ۶ ـ ۷ و ۳۴ ومعراج السعادة : ص ۹۱ و ۲۹۵ و ۲۹۶ ومسلكنا للمشكينى : ص ۱۸۲ و تفسير نمونه : ج ۱۶ ، ص ۱۷۴ .

  • نام منبع :
    توسعه اقتصادي بر پايه قرآن و حديث ج1
    سایر پدیدآورندگان :
    محمّد محمّدى رى‏شهرى، با همکاری: سیدرضا حسینی
    تعداد جلد :
    2
    ناشر :
    انتشارات دارالحدیث
    محل نشر :
    قم
    تاریخ انتشار :
    1382
    نوبت چاپ :
    اول
تعداد بازدید : 71782
صفحه از 506
پرینت  ارسال به