حکمت نامه امام حسين (عليه السلام)
صفحه 7
پيشگفتار
يكى از برجسته ترين ويژگى هاى اهل بيت پيامبر خدا ، اين است كه آنان ، وارث علم و حكمتِ پيامبر خاتم ، بلكه همه انبياى الهى هستند ۱ و بدين سان ، آنان ، مظهر و مَجلاى حكمت الهى و سرآمدِ حكيمان اند . امام على عليه السلام درباره اين ويژگى اهل بيت عليهم السلام مى فرمايد :
ألا إنَّ العِلمَ الّذي هَبَطَ بِهِ آدمُ وجَميعُ ما فُضِّلَت بِهِ النَّبيّونَ إلى خاتَمِ النَّبيّينَ في عِترَةِ النَّبيّينَ والمُرسَلينَ ، فَأينَ يُتاهُ بِكُم وأينَ تَذهَبونَ؟! ۲
آگاه باشيد علمى كه آدم عليه السلام آن را فرود آورد و هر آنچه پيامبران تا خاتم پيامبران ، بدان ترجيح داده شده اند ، در خاندان خاتم پيامبران و رسولان ، محمّد صلى الله عليه و آله است . پس به كدام كژ راهه مى دويد و به كدام سو مى رويد؟!
و امام صادق عليه السلام در اين باره مى فرمايد : نَحنُ شَجَرَةُ النُّبوّةِ ، وَبَيتُ الرَّحمَةِ ، و مَفاتيحُ الحِكمَةِ ، وَمَعدِنُ العِلمِ . ۳
ما درخت نبوّت ، خانه رحمت ، كليدهاى حكمت و كانِ دانش هستيم .
در زيارت جامعه ـ كه از امام هادى عليه السلام نقل شده و همه امامان با آن ، زيارت مى شوند ـ آمده است :
السَّلامُ عَلى مَحالِّ مَعرِفَةِ اللّه ، و مَساكِنِ بَرَكَةِ اللّه ، و مَعادِنِ حِكمَةِ اللّه . ۴
درود خدا بر جايگاه هاى شناخت الهى ، جايْباش هاى بركت خداوندى و كان هاى حكمت پروردگار !
امّا افسوس كه فضاى سياسى جامعه اسلامى پس از پيامبر خدا اجازه نداد كه مردم ، از سرچشمه حكمت اهل بيت عليهم السلام آن گونه كه شايسته است ، بهره مند شوند . بدين جهت ، ميراث علمى بيشتر آنان ، اندك است .
1. ر . ك : دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام : ج۱۰ ص۳۳ (جايگاه علمى). نيز ، ر . ك : اهل بيت در قرآن و حديث : ج۱ ص۲۵۳ (علم اهل بيت) ، ص۱۸۱ (جانشينان خدا) ، ص۱۸۳ (جانشينان پيامبر) .
2. تفسير العيّاشي : ج۱ ص۱۰۲ ح۳۰۰ عن مسعدة بن صدقة عن الإمام الصادق عن آبائه عليهم السلام ، الاحتجاج : ج۱ ص۳۶۷ ح۶۴ نحوه ، بحار الأنوار : ج۲ ص۱۰۰ ح۵۹ .
3. الكافي : ج۱ ص۲۲۱ ح۳ ، بصائر الدرجات : ص۷۷ كلاهما عن خيثمة ، بحار الأنوار : ج۲۶ ص۲۴۵ ح۸ . نيز ، ر . ك : دانش نامه عقايد اسلامى : ج۳ ص۴۸۱ (نمونه هاى والاى دانش حكمت / آل محمّد) .
4. تهذيب الأحكام : ج ۶ ص ۹۶ ح ۱۷۷ .
حکمت نامه امام حسين (عليه السلام)
صفحه 8
ميراث علمى امام حسين
امام حسين عليه السلام يكى از امامانى است كه به دليل شرايط سياسى دوران امامتش ، همانند برادر بزرگوارش امام حسن عليه السلام ، ميراث علمى ايشان ، فراوان نيست تا آن جا كه علاّمه سيّد محمّد حسين طباطبايى رحمه الله ، منكر نقل حديث فقهى از ايشان شده است . ۱ هر چند اين سخن ، قدرى مبالغه آميز مى نمايد ؛ ليكن پژوهش هاى ما نيز تا حدّ بسيارى ، آن را تأييد مى كند .
سخت ترين دوران براى اهل بيت
دوران حكومت معاويه و فرزندش يزيد، سخت ترين دوران براى خاندان رسالت بود . امامت سيّد الشهدا ، امام حسين عليه السلام ، حدود ده سال (از صفر سال ۵۱ تا محرّم سال ۶۱ هجرى) طول كشيد و بيش از نُه سالِ آن در زمان حكومت معاويه بود .
معاويه ، براى از بين بردن زمينه هاى سياسى ـ اجتماعى محبوبيت خاندان رسالت ـ كه به طور طبيعى در جامعه اسلامى در حال گسترش بود ـ ، نهايتِ تضييقات را در مورد ارتباط مردم با دو يادگار پيامبر خدا (امام حسن و امام حسين عليهماالسلام) به اجرا گذاشت . وى علاوه بر دستور العمل هايى كه مبنى بر تعقيب ، شكنجه و قتل و آزار پيروان اهل بيت عليهم السلام صادر كرد ، آنان را از حقوق شهروندى نيز محروم نمود و حتّى سهم آنان را از بيت المال ، قطع كرد . ۲ اين اقدام خطرناك ، افزون بر ضربه اى كه از نظر سياسى بر حكومت اصيل اسلامى وارد ساخت ، ضربه مُهلكى بود بر حوزه معارف حقيقى اسلام ناب .
از سوى ديگر ، سياست ممنوعيت عمومى كتابت و تدوين حديث و به دنبال آن ، راه يابى اسرائيليات و داستان هاى عجيب و غريب توسّط قصّه گويان و اَحبارِ تازه مسلمان به صحنه فرهنگى جامعه اسلامى ، ۳ زمينه مهجور ماندن علماى راستين و در رأس آنان ، اهل بيت پيامبر خدا را به شدّت افزايش داد .
سياستِ دين زدايى معاويه تا بدان جا پيش رفت كه درصدد حذف نام پيامبر صلى الله عليه و آله برآمد ؛ زيرا از شنيدن مكرّر نام ايشان در اذان ، احساس ناراحتى مى كرد! از اين رو ، با ترويج رواياتى مجعول در تشريع اذان ، كوشيد تا زمينه را براى جايگزين ساختن چيزى ديگر به جاى اذان ، فراهم كند ؛ امّا با موضع گيرى هاى اهل بيت عليهم السلام موفّق نشد . ۴
بديهى است در چنين فضاى سياسى اى ، كمتر كسى حاضر مى شود براى شنيدن حديث و يا نقل آن از امام حسين عليه السلام و يا برادر بزرگوارش ، زندگى خود را به خطر بيندازد .
البته اين ، به معناى بسته بودن راه بهره گيرى از درياى علم و حكمت از امام عليه السلام نيست . بى ترديد ، نزديكان و ياران خاصّ ايشان و بويژه امامِ پس از او (فرزندش امام زين العابدين عليه السلام ) احاديث فراوانى از و شنيده بودند كه بخشى از آنها هم اكنون به ما رسيده است ؛ امّا بر اساس حديث منقول از امام رضا عليه السلام ، عامّه مردم (غير شيعه) ، جز در يك مورد، مسئله اى از ايشان و برادرش اخذ نكردند :
ما رأيتُ الناسَ أَخَذوا عَن الحَسَنِ والحُسين عليهماالسلام إلاّ الصّلاةَ بعدَ العَصر وبَعدَ الغَدِاة في طَواف الفَريضَة . ۵
نديدم كه مردم (اهل سنّت) ، از حسن و حسين عليهماالسلام جز حكم به جواز نماز خواندن بعد از نماز عصر و نماز صبح در [نماز] طوافِ واجب ، چيزى اخذ كرده باشند.
1. سرگذشت شهيد جاويد ، رضا استادى : ص ۵۳۵ (بخش ضميمه : رساله علم / علاّمه طباطبايى) .
2. ر.ك : شرح نهج البلاغة : ج۱۱ ص۴۳، دانش نامه اميرالمؤمنين عليه السلام : ج ۱۱ ص ۳۴۳ ـ ص ۳۶۶ (فصل هفتم : تلاش دشمنان امام براى خاموش كردن نور او) .
3. ر.ك : الموضوعات ، ابن الجوزى : ج ۱ ص ۲۹ ، الوضع فى الحديث : ج ۱ ص ۲۷۳ ـ ۲۷۹ ، الموضوعات فى الآثار والأخبار : ص ۱۵۳ .
4. ر . ك : دانش نامه ميزان الحكمه : ج۲ ص۳۵۲ ـ ۳۵۴ (مَدخل «اذان») .
5. الكافى : ج ۴ ص ۴۲۴ ح ۵ . گفتنى است كه اهل سنّت ، عموما نماز خواندن پس از نماز عصر و بعد از نماز صبح را جايز نمى دانند ؛ امّا چون ديدند امام حسن و امام حسين عليهماالسلام پس از طواف واجب خود ، نماز آن را در اين اوقات خوانده اند ، خواندن نماز طواف فريضه را از حكم به عدم جواز ، استثنا كرده اند .